![]() |
سال چهارم | شماره سی و نهم | ایپریل 2008 / اردیبهشت 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ | بازگشت به صفحه ی نخست |
|
جوابیه ای بر "علل الشرایع"، پاسخی بر نظر خانم قهرمان و سخنی با گردانندگان "چراغ" و مسئولان IRQO سپهر – این گونه رازها
ساقی قهرمان عزیز لطف کردند و ضمن اعلام موضع خود گفتند که به خاطر آزادی بیان باید به همه از جمله دگرباشان باورمند به مذهب امکان ابراز نظر داد و از نقد من در وبلاگ مشترکی که با دوستم دارم اینطور برداشت کرده بودند که ما خواهان سانسور نظرات دگرباشان مذهبی در این نشریه هستیم. تا اینجا فرمایش شما متین، اما به باور من آزادی بیان هم چهارچوب هایی دارد که باید رعایت شود: 1- با دلیل و مدرک سخنی گفته شود. 2 – بار توهین معنایی (و نه لزوماً ظاهری) نداشته باشد. 3 – دست کم باید از این اظهار نظرها، خواننده نتیجه گیری واضح و شفافی داشته باشد که ساقی عزیز گفته بودند که ابتدا باید این نظرات مطرح شوند که بدانیم شامل این فاکتورها هستند یا نه، اما مشکل اینجاست که چراغ یک نشریه روشنگر است و ثبت شدن یک نظر در آن در انظار عمومی جهت گیری آن رسانه را هم نشان می دهد زیرا دست کم 80 درصد گردانندگان این نشریه (اگر نگوییم صد در صد) در پیوند مستقیم با سازمان irqo هستند که یکی از اصول این سازمان احترام به حقوق دگرباش هاست و ... (برای همین تالار بحث و گفتگو ی چراغ را پیشنهاد می کنم جدای از خود نشریه چراغ که نقد در آن به چالش گرفته شود از سوی همگان) . وظایف چراغ از دید یک مخاطب : چون در همین مطلب به بحث اصلی که ارتباط مذهب و گرایش جنسی ست می رسیم تنها به همین بسنده می کنم که مگر نه این که حتی اگر این نوشته (علل الشرایع) خود تفسیری از دین نباشد و دارای بار معنایی توهین آمیز نباشد و ... آیا غیر از این است که گردانندگان یک نشریه باید مطالبی را برای چاپ انتخاب و تأیید کنند که لااقل نتیجه گیری روشن و واضحی از گفته های خود مطلب داشته باشد و عدم رعایت این مهم آیا سطح این نشریه را پایین نمی آورد؟ فکر نکنم چاپ کردن هر چیزی با یک توجیه ساده آزادی بیان قابل چشم پوشی باشد! اکنون روی سخنم به طور کلی با مسئولین چراغ است. همانطور که می دانید و قصدتان هم از دایر کردن چنین نشریه ای روشنگری و کمک به دگرباشان ایرانی ست نه تأسیس یک نشریه تفریحی و زرد دگرباشی. از همین رو باید از دیدگاه ما مخاطبان ضرورت بعضی مسائل از روشن شود : 1- چراغ می خواهد به خودباوری دگرباشان کمک کند و "چراغ" این راه شده است. باید دید اصلی ترین مانع بر سر راه این خود باوری ( به ویژه در جامعه ایرانی ) چیست؟ با یک نگاه سطحی احساس گناه در پاسخ این پرسش خودنمایی می کند و دیده شدن به چشم یک گناهکار. و عدم سازگاری یک دگرباش با جامعه متفاوت پیرامونش و ... دو موردی که مثال زدیم، دو مورد بحث ماست که رابطه صد در صد مستقیمی با مذهب دارد. آیا نباید به این موارد جدی تر نگریست؟ به قول ساقی عزیز باید ترکیب این جامعه دگرباشی روشن شود به خصوص نزد پیش قراولان این جامعه در نشریات و سازمان دگر باشی. اینجا بحث، بحث تفتیش عقاید نیست بلکه هر کسی می تواند نظر خود را در خلوت خود درباره ی مذهبش داشته باشد (به خاطر اولویت داشتن نیازهای جامعه دگرباشی) زیرا با یک دو دو تا چهار تا عوامل بازدارنده ی شکوفایی این جامعه مشخص می شوند! (با توجه به راستی های آشکار در رابطه با دیدگاه مذهب در باب دگرباشان) چه این که اگر در ایران حکومتی مذهبی همه گونه آزادی برای دگرباشان قائل شود (به فرض محال) باید باز هم آگاه باشیم که چه بخواهیم چه نخواهیم این دیدگاه مذهب نیست و مذهب با صراحت نظر خود را در رابطه با دگرباشی بیان کرده است. در رابطه با مطلب "علل الشرایع" : پیشاپیش از مسئولان چراغ برای وظیفه شناسی شان برای حفظ حق نقد و اظهار نظر درباره مسائل دگرباشان سپاس می گویم. بحث من به هیچ وجه بررسی جنبه دینی و نظر دادن در باره دین و مذهب نیست چون اصولاً بحث من ابراز نظر درباره ی نفی یا تأیید دین نیست چه این که ممکن است این نوشته از یک فرد باورمند به مذهب اما واقع بین باشد و ممکن است نباشد. قصد ما تنها بیان دیدگاه مذهب درباره ی دگرباشان است. یک دگرباش یا باید هویت خود را قبول داشته باشد یا نداشته باشد. از دیدگاه دینی که در بین جامعه ی ایرانی رواج دارد دگرباشان کاملاً مورد نکوهش تند، رک، مستقیم و صریح هستند و همگان به این حقیقت آگاهند. نقد من بر این اساس است که آن مطلب یک بام و دو هوا بود و از حقایق به دور بود و تنها به عنوان یک نظر شخصی مورد احترام است اما در یک نشریه دگرباشی که مخاطبش گروه بزرگی از دگرباش هاست ( این جنبش دگرباشی نوپاست و مخاطبانش هم کم و بیش نوپا و نا آگاه در مقایسه با همتاهای اروپایی یا آمریکایی خود که سال هاست فعالند). به همین دلیل دامن زدن به گنگ اندیشی و چندگانه اندیشی و در کل مطرح کردن دوباره ی تمامی مشکلات و درگیری های یک دگرباش به خودباوری نرسیده و یا تازه آگاه شده از احساس خود، آن هم به صورت ارائه ی راه حلی من درآوردی از طریق یک نشریه ی دگرباشی که حداقل هویت دگرباشان را باور دارد چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ نقد من نقد دین نیست، دین به عنوان یک پدیده با چارچوب های خودش و با متخصصین خودش موجود است. دیدگاه دین کاملاً در مورد موضوع مورد بحث ما روشن و واضح است که در صورت شک داشتن به این موضوع می توانید از بلند پایه ترین متخصصین دینی سئوال کنید و پاسخ بگیرید. حال باید دید دخالت کردن یک فرد ناآگاه و غیر متخصص در مسائل دینی و تفسیرهای خود ساخته چه نتایجی در پی دارد؟ منظور من سانسور دین نیست. از نظر من موضع گیری یک دگرباش از نظر دینی به سه دسته تقسیم می شود که باید بدون سانسور و البته بدون خود تفسیری باشد تا یک دگرباش راهی را برگزیند تا هم تکلیفش با خودش معلوم باشد و هم در قالب مشخص شده اظهار نظر کند و البته آنگاه هر سه دسته وقتی دست به انتخاب زدند باید بدون چون و چرا بنا بر آزادی بیان و اصول حقوق بشر، انتخاب هایشان و نظراتشان از دیدگاه همه مورد احترام یکسان باشد البته بعد از رسیدن به حقایق و نه گنگ گویی. اما سه دسته : 1- عده ای که همه ما می شناسیم شان و با آنکه حتی اعمال قوانین دینی را بر خودشان یا دگرباش ها دیده اند و لمس کرده اند اما باز هم هم دگرباشند هم پیرو دین شان، که با قصور در اعمال دینی همراه است. (مانند نویسنده علل الشرایع با این تفاوت که ایشان با حقایق – چه آگاهانه چه نا آگاهانه – روبرو نشده بودند و دست به خود تفسیری زده بودند) . 2- گروهی که پس از آگاهی یافتن از موضع دین در قبال خود دین هویت خود را پیش می گیرند و دین را مانع وجود داشتن خود واقعی شان می دانند. 3 – گروهی که به خاطر دین شان با هویت احساسی و جنسی خود کنار نمی آیند و برای همیشه سعی می کنند احساس خود را در درون خود بکشند و اصولاً اصرار دارند که دگرباش نیستند. هر سه دسته از دید ما دارای حق انتخاب بوده و محترم می باشند، اما گنگ گویی و فرار از حقیقت برای ارضای تمامی حس های درونی و کلاً آنچه که در علل الشرایع بود وخلاف راستی ست، از دیدگاه ما نباید در نشریه ی روشنگر (نه در مثلاً تالار گفتگو و نقد) مطرح شود چون زیان بار است خصوصاً در جامعه ای نوپا مانند جامعه ی دگرباشان ایرانی، و این نه تنها خلاف آزادی بیان نیست بلکه در راستای تحقق آن است.
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |